شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
308
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
وثيقتنامهاى نوشت كه هرسال مبلغ سه هزار بار هزار دينار ، زر خالص و ده هزار بار هزار « 11 » درهم نقره شاهى و پانصد رزمه جامه رومى به حضرت فرستد و خود در زمرهء حشم منتظم باشد . ، و چون اين شرايطنامه به اشهاد امجاد [ حكما ، مؤابده و رهابين * 1 / 3 و اعاظم امرا « 12 » و ] سپاه موشح شد ، خويشتن بهسبب اندفاع صواعق دى كه اول فصل زمستان بود ؛ عزم مراجعت كرد و زمام ناقهء سفر به دست صبا و « 13 » مسا داد ، لشكرى را كه در اهتمام داشت به محاربت هياطله موسوم گردانيد و در اثناى اين حال خبر متعاقب شد كه لشكر قبچاق بر دربند استيلا يافتهاند و آن ولايت را به كلى فرو گرفته و راى شاهانه چنان صواب ديد كه نخست ثغر دربند را ، ازان گروه حمايت كند ، پس جمعى را كه به حرب هياطله مستوفى بودند و مسافتى را قطع كرده ، بازخواند و به تعجيل آهنگ دربند ساخت و قبچاق را براند و اتباع را مستاصل كرد و يكى را از وجوه سپاه با خلقى انبوه بر آن ولايت به حمايت نصب كرد و در آن چند روز كه مجال اقامت يافت ؛ حصنها « 14 » ساخت و قنطرها بست و بر هرراهى جمعى از رصاديه به نگهبانى بگماشت . و هم در آن حدود سيف بن ذى يزن كه از ابناى ملوك حمير است به حضرت آمد و شرف تقبيل بارگاه يافت و جبين را در مقام خضوع ، زمينفرساى كرد و در دفع ابراهيم بن مسروق از اسباط ابرهه كه به اصحاب الفيل منسوب است ، استغاثت كرد و استمداد لشكر نمود و گفت اسباب و املاك در دست اعدا و خزاين و دفاين در معرض تاراج و يغما افتاد و عنان طاقت از دست تحمل رفت . فان كنت مأكولا فكن خيرا كل . * 4 درياب مرا كه آبم از سر بگذشت . نوشيروان ملتمس او را به اجابت مبذول داشت و سپاهى « 15 » بىعدد به مدد او روانه كرد تا ملك يمن مستخلص گردانيد . و يكى از آثار او طاق ايوان مداين است كه نطاق نطق مهندسان آفاق از اعتناق وصف آن تنگ آمد . گويند كه چون بر تخت نشستى و تاج
--> ( 11 ) - ب : ده هزار درهم . ( 12 ) - اساس : ندارد . ( 13 ) - ب : صبا و شمال . ( 14 ) - ب : حصينها . ( 15 ) - ب : سپاه .